شنبه بیست و ششم اسفند 1385
خوووبه!!!
خوب این نازلی کلن نامنتظر بود ظاهر شدنهاش ولی ایندفعه دیگه آخرش بود، ساعت ۶ صبح!! وسط «آقای اسمیت به واشینگتن میرود»!!!! کلی خندیدم سر صبحی، شانس آوردم مامان خودش بیدار بود وگرنه یهچیزی بهم میگفت :دی یهاتفاقایی داره پشت سر هم میافته که دوباره اینروزها حس روزهای آخر اسفندی داشتهباشن برام. خوووبه...
نوشتهشده توسط بامداد در 4:12 | | پیوند به این مطلب
