تبليغاتX
دفترهای سپید بی‌گناهی - و اینک مرلین مونرو!
چهارشنبه پانزدهم شهریور 1385
و اینک مرلین مونرو!

۱. من هیچ‌وقت بازی‌گر دیگری مثل "مرلین مونرو" ندیدم. اون کامل‌بود. روی پرده هم محشر بود. فقط "گرتا گاربو" می‌تونست هم‌پای اون باشه.
                                                                                                                                    بیلی‌وایلدر

من با رقصیدن با یه‌مرد می‌تونم چیزای زیادی درباره‌ش بگم. می‌دونی؟ بعضیا... خوب، وقتی اونا یه‌دخترو میون بازوهاشون می‌گیرن و باهاش می‌رقصن... راستش یه‌جوری می‌رقصن که یک‌کم ناراحتش می‌کنن. ولی با تو، یه‌حسی داشتم که... تو، خوب تو می‌دونی داری چی‌کار می‌کنی. با تو، می‌تونستم قدم به قدم تا آخرش برم.

۲. من دیدم این‌کتابی که ما (من و دوستم) ترجمه‌کردیم، انتشارش فعلن رو هواست، گفتم یک‌سری از این جمله‌های ماندگار سینمایی را این‌جا بگذارم. خیلی دوست‌داشتم امکان این می‌بود که حمله‌ها همراه با متن انگلیسی باشند، اما کتاب بعد از پایان کار ترجمه تحویل ناشر شد، در مدتی هم که کتاب برای ترجمه دستِ من بود فرصت آن را نداشتم که جمله‌ها را برای خودم هم تایپ‌کنم، فقط ترجمه‌های خودم را تایپ‌می‌کردم. جمله‌ها در کتاب زیر عنوان‌هایی مثل: جنگ، الکل و مواد مخدر، غرب وحشیِ وحشی، برادران مارکس، تارانتینو، وودی‌آلن و... دسته‌بندی شده‌اند، اما در این‌جا آن‌ها را پراکنده آورده‌ام. فکر گذاشتن جمله‌ها روی وبلاگ با دیدن آن‌عکس فوق‌العاده‌ی "مرلین مونرو" در سایت "ریچارد اَوه‌دون" به‌سرم افتاد. می‌خواستم جمله‌های معروفی از فیلم‌های مونرو و جمله‌هایی از دیگران درباره‌ی او را همراه با عکس‌اش این‌جا بیاورم، اما حواس‌ام نبود که فصل مرلین مونرو مربوط به نیمه‌ای از کتاب بود که دوستم ترجمه‌کرده و من به‌آن‌ها دست‌رسی ندارم. فقط دو جمله (یکی‌اش جمله‌ای از بیلی‌وایلدر درباره‌ی مونرو) را من در ترجمه های خودم دارم و این‌ دوجمله را هم پیش از آغاز کار ترجمه، یک‌سر از روی علاقه‌ برای خودم ترجمه‌کرده‌بودم وگرنه مربوط به بخش من نمی‌شد. جمله‌ی دوم را چون یاداشت‌نکرده‌ام نمی‌دانم مربوط به‌کدام فیلم است. و البته یک‌جمله‌ی دیگر هم هست که در پایان این پست می‌گذارمش. به‌هرحال به‌یاد مرلین‌مونرو من آن‌عکس و همین‌ دو ‌جمله را در ابتدای این نوشته آوردم.

۳. به‌ آن‌ها گوش‌کن، کودکان شب. چه موسیقی‌ای می‌سازند.
بلا لوگُسی جای کاونت در دراکولا

خیلی‌خوب، اما صرف‌نظر از اصول‌بهداشت، دارو، تعلیم‌و تربیت، شراب، نظم‌عمومی، آبیاری، جاده‌ها، سامانه‌ی آب‌پاکیزه و بهداشت‌عمومی، رومی‌ها تاحالا چه‌کاری برای ما کردن؟
جان‌کلییز جای رگ در  زندگی بریان

سوپرمن: نگران‌نباشین خانوم، من گرفتم‌تون.
لویس‌لین: تو منو گرفتی؟ کی تو رو گرفته؟
کریستوفر ریو و مارگوت کیدر در سوپرمن

من بهش پیشنهادی می‌دم که نتونه ردش کنه.
مارلون براندو جای دون‌کورلئونه در پدرخوانده

کی دنبال دلیل می‌کرده وقتی تو هروئین داشته‌باشی.
اوان مک‌گرگور در  ترین‌اسپاتینگ

وقتی تنهایی مست‌نکن اسکارلت، مردم همیشه می‌فهمن و آبرو تو می‌برن.
کلارک‌گیبل جای رت‌باتلر در بر باد رفته

ما جنگ‌های بسیاری به‌راه می‌اندازیم که در آن‌ها شکست می‌خوریم، بعد فیلم‌هایی می‌سازیم که نشان‌دهند چه‌طور در این‌جنگ‌ها پیروز شده‌ایم، و این فیلم‌ها پول بیش‌تری از هزینه‌ی جنگ‌های شکست‌خورده عاید ما می‌کند.
گور ویدال

تاحالا هیچ حروم‌زاده‌ای با کشته‌شدن در راه کشورش جنگ رو نبرده. پیروز جنگ کسی‌یه که یه بدبخت حروم‌زاده‌ی دیگه رو مجبور کنه واسه کشورش بمیره.
جورح سی. اسکات جای پاتون

آس می‌گفت، ریسکی رو که نباید بکنی نکن، به کسی که نباید اعتماد کنی نکن و طرف‌داری‌ اونی‌ رو که نباید بکنی نکن. آس اون‌قدر زنده‌بود که بفهمه درست‌می‌گفته. اون تا سی‌ثانیه بعد از این‌که به ش شلیک‌کردم زنده‌بود.
برت‌لنکستر جای جو ارین در ورا کروز

وینسنت: ترودی کدومه؟ همون‌که صورت‌اش این‌قدر گهی‌یه؟
لین: نه، جودی اون‌یکی‌یه. اون زن منه.
تراولتا اشاره می‌کند با اریک‌استولتز در قصه‌های عامه‌پسند

47 سال. من 47 سالمه. می‌دونی چه‌جوری تونستم تا این‌سن زنده‌بمونم؟ خوف و وحشت، با کارهای وحشت‌ناک. اگه کسی ازم دزدی‌کرد دست‌شو قطع‌کردم، اگه کسی بهم دروغ‌گفت زبون‌شو از حلقوم‌اش کشیدم بیرون، اگه جلوم قد علم کرد گردن‌شو زدم، سرشو گذاشتم سرِ نیزه تا همه ببینن. یه‌کارناوال از کارایی که همه رو بترسونه. این‌جوری اوضاع رو روبه‌راه کردم.
دنیل دی‌لوئیس جای بیل‌قصاب در دار و دسته‌های نیویورکی

روزلین: چه‌جوری راه برگشت رو تو تاریکی پیدا کردی؟
گی: فقط اون ستاره رو که او‌ن‌بالاست دنبال‌کردم. بزرگراه زیر اونه. اون ما رو درست به خونه می‌رسونه.
مرلین‌مونرو و کلارک‌گیبل در نخاله‌ها. برای هر دو هنرپیشه این پایان راه سینما بود. گیبل وقتی فیلم اکران‌شده‌بود فوت‌کرد  و مونرو یک سال بعد از اکران .

نوشته‌شده توسط بامداد در 2:47 | | پیوند به این مطلب