این تیوی امسال جوگیر شده، راه-به-راه شجریان پخشمیکنه:)))) حالکردم حسابی. موسیقی عنوانبندی ابتدایی "ترش و شیرین" عطاران را هم که گوشکردهاید؟
این عشق پانزدهسانتی اصلاً یعنی چه؟
خب، عشق پانزده سانتی... بذار من اینجا زرنگی کنم یک تعبیری را از زبان یکی از مخاطبها شنیدم که خیلی خوشم آمد از آن تعبیر و خودم از آن بهبعد دیگر همیشه این تعبیر را به کار میبرم و آن هم اینکه در بندر نرماندی یکی از گلهایی که میروید شقایق است. اینجا اشاره به طول گل شقایق است که در نرماندی میروید که طولش ۱۵سانت است. اما یک تعبیر اروتیک هم دارد که آن را هم نمیتوانم کتمانش کنم. اما اینکه هنگام سرودن این شعر من به کدام یک از اینها فکر میکردم، معذورم که الان بگویم:))))))
جانِجهان دوش کجا بودهاي
نيغلطم در دلِما بودهاي
آه که من دوش چهسان بودهام
آه که تو دوش کهرا بودهاي
رشک برم کاش قبا بودمي
چون تو در آغوش قبا بودهاي
زهره ندارم که بگويم ترا...
بيمن بيچاره کجا بودهاي
آينهاي رنگِتو عکس کسيست
تو ز همه رنگ جدا بودهاي
رنگِ رخ خوب تو آخر گواست
در حرم لطف خدا بودهاي
مولانا
تصنیف "جان جهان" یکنواختی بسیار دلنشینی دارد، نقطهی اوج تصنیف که مصرع "آینه ای رنگ تو..." است میتوانست با صدای بسیار بالایی خواندهشود اما شجریان اصلا اینکار را نکرده و اتفاقا صدایاش اوج زیادی نمیگیرد، موسیقی مشکاتیان و صدای شجریان شور غزل مولانا را کاملاً درونی کردهاست و اینکار سبب میشود یکجور تعادل در وجود شنونده ایجاد شود انگار همهی چیزهای اضافی را از ذهن او پاک میکند و شور مولانا را با وقار خاصی به او منتقل میکند.
چون تو جانان مني جان بي تو خرم کي شود
چون تو در کس ننگري کس با تو هم دم کي شود
گر جمال جان فزاي خويش بنمايي به ما
جان ما گر در فزايد حسن تو کم کي شود
دل ز من بردي و پرسيدي که دل گم کرده اي
اين چنين طراري ات با من مسلم کي شود
چون مرا دل خسته گي از آرزوي روي توست
اين چنين دل خسته گي زايل به مرهم کي شود
غم از آن دارم که بي تو همچو حلقه بر درم
تا تو از در در نيايي از دل ام غم کي شود
خلوتي مي بايد ام با تو زهي کار کمال
ذره اي هم خلوت خورشيد عالم کي شود
عطار

